تو زندگی همه ما روزهای خوب و بدی هست که همیشه یادمون میمونه. برای خلبان ها ( البته من هنوز دانشجوی خلبانی هستم ) روزی که اولین پرواز سولو رو انجام میدی یه روز خیلی خاصه. من که این روز رو تا آخر عمر فراموش نمی کنم.
کی سولو شدم ؟
پنج شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۱ حدود ساعت ۷:۳۰ بود که بعد از ۲ بار Touch and Go استاد کاپتان عبداله جانی تایید کرد که میتونم پرواز First Solo خودم رو انجام بدم.
من کاملا به عنوان تفریح وارد هوانوردی شدم. و زمانی که با اولین شرکت برای ثبت نام در کلاس ها تماس گرفتم و شرایط کارم رو توضیح دادم گفتند که نه شما نمیتونی و باید خیلی بیشتر وقت بزاری …
و این دقیقا چیزی بود که من همیشه از شنیدنش خوشحال می شدم.
روز پرواز First Solo هم یاد صدایی افتادم که پشت تلفن به من گفت که شما نمیتونی و بی خیال شو !
البته یه مقداری بیش از حد معمول طول کشید تا من سولو بشم. دلیلش هم این بود که به اندازه کافی وقت نداشتم و بین پروازها فاصله می افتاد. اما در نهایت کاری که خواستم رو انجام دادم.
متاسفانه اکثریت افرادی که میان این کلاس ها رو ثبت نام می کنند، اصلا وارد مرحله پروازها نمی شن. و تو همون مرحله تئوری کار رو رها می کنند.
اولین تجربه پرواز
روز اولی که پرواز می کردم یادمه که باد خیلی شدیدی داشتیم. من از شدت استرس تمام عصلاتم غیر ارادی منقبض شده بود در حدی که خیلی خسته شدم و احساس کوفتگی داشتم !
اما با تمرین و ادامه دادن و به لطف اساتید محترم و با تجربه بود که بالاخره کار رو به نتیجه رسوندم. اینقدر تو شرایط مختلف و مخصوصا تو بادهای بهار ( بین ساعت ۹ تا ۱۲ ) پرواز کردم تا برام عادی شد. اونایی که تو اردیبهشت این تایم پرواز کردند و گرم شدن هوا تو این ساعت رو تجربه کردند (با هواپیمای سبک ) می دونن من چی میگم.
از اساتید گرامی که من رو در این مسیر راهنمایی کردند ممنونم. (جناب آقایان کاپتان حسن زاده ، کاپتان یزدانی، کاپتان عبداله جانی )
اینم عکس یادگاری روز اولین پرواز سولو

یه مدتی خیلی درگیرم و فرصت ارائه مطلب جدید در سایت کراس ویند رو ندارم.

ولی به نظرم پرواز first solo بیشتر از اون که برای شاگرد سخت باشه برای استاد خلبان سخته ، خیلی استرس داره یکیو برای اولین بار بفرستی بالا
جشن سولویی خلبان ها خیلی رسم باحالیه خوش به حال هرکی که تجربه کرده
سلام دوستان من هم پرواز سولو خودم رو خوب یادم میاد من از بچگی هرکی از من میپرسید دوست داری چهکاره بشی فقط میگفتم خلبان حتی یادم کلاس اول ابتدایی برام یه لباس خلبانی جایزهخریده بودن و من این عشق رو باخودم به همراه داشتم ولی نشد که خلبان بشم اما از اونجایی که همیشه در زتدگی تلاش کردم که حداقل به خودم بدهکار نمونم سال ۹۱ بود تازه موسسههای خلبانی شخصی پا گرفته بود و من در موسسه ارتین کیش ثبت نام کردم و تا مرحله پرواز خودمستقلی( سولو) پیش رفتم روز خوب و به یاد موندنی برای من شد اما خب بعداز این دیگه موفق به پرواز نشدم و اولین و آخرین تجربه من از پرواز همون زمان بود و دلیلش رو هم اکثر دوستان میدونید نداشتن شرایط مالی خیلی خوب که حداقل بتونی یه هواپیما برای خودت بخری و هروقت که شرایط اجازه داد بتونی یه تیکاف لندینگ باهاش انجام بدی و مدرک PPL من از همون موقع داره خاک میخوره و دیگه استفادهای برام نداشت
این رو یادم رفت بگم اما درحال حاظر در زمینه هواپیمای مدل فعالیت میکنم و از پرواز با هواپیماهای مدلی که ساخت خودم هست لذت میبرم و برای اینکه بتونم یه مدل خودم بسازم و به پرواز دربیارم خیلی زمان و هزینه صرف کردم و امروز از اینکه این مسیر رو انتخاب کردم راضی هستم و اگر زودتر آشنا میشدم شاید دیگه دنبال پرواز با هواپیمای فوق سبک نمیرفتم اما بابت هردو تجربه پروازم راضی هستم و میتونم بگم بهترین تجربههای زندگی ۴۵ ساله من بود برای همه آرزو میکنم که به هدفهاشون دست پیدا کنند